یه روز یه دختره نا بینایی با یه پسری دوست میشه و عاشقش میشه و البته پسره هم عاشقش دختره میشه یه روز که با هم حرف میزدن دختره به پسره میگه: اگه من چشمام خوب بود همیشه باهات میموندم بعد از چند مدت چشمایه دختره خوب میشه و وقتی با پسره قرار میزاره و می بینتش می بینه پسره هم نابیناست به پسره میگه : ما بدرد هم نمی خوریم و بعد خداحافظی میکنه وقتی که داشت می رفت پسره با یه نیش خنده تلخی به دختره میگه : ***عزیزم مواظب چشمای من باش*** (((پسره چشماش رو داده بود به دختره)))
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/27ساعت 22:5 توسط علی |
گوش كن، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا. چشم تو زينت تاريكي نيست. پلك ها را بتكان، كفش به پا كن، و بيا. و بيا تا جايي، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد و زمان روي كلوخي بنشيند با تو و مزامير شب اندام ترا، مثل يك قطعة آواز به خود جذب كنند. پارسايي است در آنجا كه تو را خواهد گفت: بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثة عشق تر است.
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/21ساعت 23:50 توسط علی |
افق روشن روزي ما دوباره كبوترهاي مان را پيدا خواهيم كرد و مهرباني دست زيبائي را خواهد گرفت روزي كه كمترين سرود بوسه است وهر انسان براي هر انسان برادري ست روزي كه ديگر در هاي خانه را نمي بند ند قفل افسانه ئي است و قلب براي زندگي بس است روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردي. روزي كه آهنگ هر حرف زندگي ست تا من به خاطر آخرين شعر رنج جست و جوي قافيه نبرم. روزي كه هر لب ترانه ئي ست تا كم ترين سرود بوسه باشد روزي كه تو بيائي براي هميشه بيائي ومهرباني با زيبائي يكسان شود. روزي كه ما دوباره براي كبوترهاي مان دانه بريزيم... ومن آن روز را انتظار مي كشم حتا روزي كه ديگر نباشم.
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/21ساعت 23:48 توسط علی |
صداي تو خوب است صداي تو سبزينة آن گياه عجيبي است كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد. در اينجا در اين عصر خاموش من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم. بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است.
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/21ساعت 23:46 توسط علی |
اين نتيجه ي سالها تجربه س! از من گفتن بود ، يه نصيحت هيچ وقت تو خيابون نرو، اگه رفتی سرتو بالا نکن، اگه بالا کردی، به هيچ کس نگاه نکن، اگه نگاه کردی نخند، اگه خنديدی شماره ازش نگير، اگه گرفتی بهش زنگ نزن، اگه زدی باهاش حرف نزن، اگه زدی نگو دوسش داری، اگه گفتی باهاش قرار نزار، اگه گذاشتی نرو سر قرار، اگه رفتی تحويلش نگير، اگه گرفتی عاشقش نشو، اگه شدی بهش نگو، اگه گفتی....... ميزاره ميره یه حقیقت مرگ داشت با زندگی دردو دل ميکرد، بهش گفت تو چرا واسه همه دوست داشتني اي و همه دوستت دارن با تو باشن ولی من واسه هيشکی ارزش ندارم ؟؟! زندگی بهش گفت چون تو يه حقيقتي و من يه دروغ!!
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/21ساعت 23:44 توسط علی |
خرسند شديم از اينكه امروز/ رنگي دگر است، نه رنگ ديروز... دوست بداريد و دوست داشتني باشيد! آنتوان برت: اولين طليعه عشق آخرين تابش عقل است! لرد بايرون: عشق مرد قسمتي از زندگي او و عشق زن همه زندگي اوست. ديز رائيلي: همه بخاطر عشق زاده شده ايم... عشق پايه و اساس هستي و تنها پايان آنست! فرانگلين: اگر مي خواهيد دوستتان بدارند دوست بداريد و دوست داشتني باشيد
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/07ساعت 11:45 توسط علی |

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/06/06ساعت 15:11 توسط علی |

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/06/06ساعت 15:0 توسط علی |
روزهايي را که تنها بوده اي فراموش کن. اما هرگز لبخند هاي شيرين دوستانت را فراموش نکن. روزهاي ابريت را فراموش کن. اما ساعات آفتابيت را هرگز فراموش نکن. بدبختي هايي که گاه با آنها روبرو مي شوي را فراموش کن. اما خوش بختي هايت را هرگز فراموش نکن. نقشه هايي را که به نتيجه نرسيده اند را فراموش کن. اما هرگز روياهايت را فراموش نکن. شکست هايت را فراموش کن. اما پيروزي هايت را هرگز فراموش نکن. اشتباهاتت را فراموش کن. اما درسهايي را که آموخته اي هرگز فراموش نکن. خداوند هيچ گاه چيزي را که شايسه آن نباشي به تو نمي دهد. اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني. هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست به يا داشته باش: به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است. به مشکلاتت بگو که چه قدر خدايت بزرگ است.
+ نوشته شده در جمعه 1385/06/03ساعت 22:29 توسط علی |
من و غم! وقتی از مادر متولد شودم..صدايي در گوشم طنين انداخت که بعد از اين با تو خواهم بود. بهش گفتم تو کيستی؟ گفت :غم! فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با اون بازی خواهم کرد. ولی بعدها فهميدم!! که من عروسکی هستم در داستان غم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/06/02ساعت 23:39 توسط علی |
شما كه اينطور نيستين؟ 20 بار دیدمت 19 بار بهت خنديدم. 18 بار به من اخم کردی. 17 بار از دستم خسته شدی. ولی 16 بار ديگه سعی کردم و 15 جمله عاشقونه را 14 بار به 13 زبان و 12 لهجه و 11 روز و روزی 10 بار به کمک 9 نفر به تو گفتم. اما تو 8 بار قهر کردی. 7 بار صورتت رو از من برگردوندی و من 6 بار برات مردم. 5 بار قربونت رفتم و 4 بار نازتو کشيدم. تو 3 بار ناز کردی و 2 بار خنديدی و جونمو به لب رسوندی تا 1 بار بگی دوستم داری
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/06/02ساعت 23:38 توسط علی |
چند گفته از شكسپير سعی کنيد آن چيزی را که دوست داريد بدست اوريد، وگرنه بايد آن چيزی را که بدست مياوريد دوست بداريد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/06/02ساعت 23:32 توسط علی |
بدون شرح! بر سر گور کشيشي در کليساي وست مينستر نوشته شده است: کودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/06/02ساعت 23:29 توسط علی |
معني اسم هر كشور I.T.A.L.Y.: I Trust And Love You H.O.L.L.A.N.D.: Hope Our Love Lasts And Never Dies C.H.I.N.A.: Come Here. I Need Affection F.R.A.N.C.E.: Friendships Remain And Never Can End I.R.A.N.: Islam , Rahbar , Akhund ,Namaz
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/06/02ساعت 23:29 توسط علی |
*اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش مهمی *اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده و با عجله می یاد سمتت بدون براش عزیزی *اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی *اگه یکی رو دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده و میاد باهات اشک می ریزه بدون دوست داره *اگه یکی رو دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته *اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه بدون دیوونته *اگه یکی رو دیدی که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه چی بودی *اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون بدونه تو می میره *اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون بدون تو مرده *اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده...
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/06/02ساعت 23:28 توسط علی |
يك فريب ساده و كوچك. آن هم از دست عزيزي كه تو دنيا را جز براي او و جز با او نمي خواهي![]()
" هي فلاني ! زندگي شايد همين باشد ؟![]()
![]()
![]()
من گمانم زندگي بايد همين باشد.![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه 1385/05/27ساعت 16:39 توسط علی |
می رود تا با آمدنش چشم به راهم کند ![]()
می آید تا رفتنش بغض آلودم کند
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/05/26ساعت 19:27 توسط علی |
و به انان که در هجران و انتظار روزگار گزراندند بفهمن که مرگ در تنهايي قريبی بسيار ناگوار تر و تلخ تر از انتظار بی انجام است.
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/04/13ساعت 11:44 توسط علی |
بخشندگی را از درخت بياموز که حتي سايه اش را از هيزم شکن هم دريغ نميکند!!![]()
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/04/13ساعت 11:38 توسط علی |
ارتباط ريش و تيغ قبل از انقلاب و بد از انقلاب : قبل از انقلاب با تيغ ريش ميزدن .. بد از انقلاب با ريش تيغ ميزنن!!
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/04/13ساعت 11:32 توسط علی |
اگه يکم فکر کنی ميبينی زندگی ارزش زنده بودن رو نداره اگه يکم بيشتر فکر کنی ميبينی زندگی ارزش مردنم نداره امّا اگه خيلی فکر کنی ميبينی مردن و زنده بودن ارزش فکر کردن رو نداره!!
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/04/13ساعت 11:30 توسط علی |

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/04/13ساعت 11:10 توسط علی |
JavaScript Codes JavaScript Codes | ||||||